تبليغاتX
♥♥دخترک سر به هــــوا♥♥

♥♥دخترک سر به هــــوا♥♥

ادم ها مترسک نیستنـ کهـ وقتیـ واسهـ کلاغای دلت تکراری شدنـ اونو بایکیـ دیگهــ عوضــ کنیــ

 close

+ تاريخ ساعت 1 PM نويسنده dokhi SaR B haVaツ
این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...
مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...مام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی... روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود... زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم... هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ... دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را نداشتم.... مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هیچ نگفتم چون زندگی به من اموخته بود صبورانه باید جنگید ... به من اموخته بود که در سرزمینی که تنها اشک ها یخ نبسته اند باید زندگی کرد... اما امروز دریافتم که حجمی که در قایق من نشسته بود جز مشتی هیچ چیز دیگری نبود... با هیچ زندگی می کنند به هیچ اعتقاد  دارند و با هیچ می میرند! با این همه... بهترینم دوستت دارم ... هرگز فراموشت نمی کنم... هیچ کس این چنین سحر امیز نمی توانست مرا ببرد آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند و ای کاش زود تر قایقم را سبکتر کرده بودم...
+ تاريخ ساعت 3 AM نويسنده dokhi SaR B haVaツ

تنهاترین تنها:

منـ تنها بودمـ و تو...

تنهاتر ازمنـ  وما بهـ امید پر شدنـ

تنهاییمانـ  بهـ  همـ  پیوستیمــ  اما...تنهاتر شدیمــ .چون نمیدانستیمـ ـ:عشقــ یعنیــ: بار تنهایــ دیگریــ  را همــ به دوشــ  کشیدنـ ـ!

.

.

چقدر سخته زلــ بزنیــ تو چشماشــ اما هیچی نتونیــ بگیــ

نتونیـ  بگیــ  دلتــ  تنگــ  شده  براشــ  .به اجبار باید فراموششــ  کنیــ و بهتـ ـ بگنــ:  فکر کردن بهشمــ  گناه

اه!لعنت بـــ...

پ نوشت:زد به سرم  همه پست هامو پاک کردم!

پ۲:حال ندارم فعلا

 

+ تاريخ ساعت 7 PM نويسنده dokhi SaR B haVaツ
باران باش.. و ببار و نپرس کاسه های خالیــــــــــــ

از انـــــــــ کیست؟

                                                                             "کوروش کبیــــــــــر"

پ نوشت: توپ توپــــــــــــــــم

+ تاريخ ساعت 9 PM نويسنده dokhi SaR B haVaツ